![]() |
![]() |
|
| مثل کناره های رود,دیدار روی پل,و فواره ی ستاره ای بین ما (که بعد برای همیشه خاموش می شود) |
|
شايد سفارش كرده بودي من نفهمم
این نكته را كه خوب به هر صورت شما هم!
آخر تو حق داري كه با يك شخص ديگر
هر كس كه مي خواهي غزل محبوبه مريم...
( يعني همين اندازه هم طاقت نداري ! !
يعني چه ساده قصه هاي تازه كم كم .... )
- قبلا يكي بود و.... ولش كن . رفته حالا .
تو از خودت به او بگو . نه كل عالم . !
... بايد توقع هاي پوچم را ببخشي .
اصلا زدم فكر تو را انگار بر هم...
من كه خودم گفتم برو در قصه ها يت
باشد . بگو : (( تو اوليني . هاله !... شبنم ! ))
ربطي به من ... به هيچ كس ... حق با تو بوده
اين كه سفارش كرده بودي من نفهمم . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 2:15 به قلم زهرا دهقان دهنوي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
....
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم! |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|